💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::امامت پژوهی
::مذهبی
::کشکول
::فاطمیه
::غدیر
::طنز
::احادیث ناب امام رضاعلیه السلام
::جنس مخالف
::امام حسین
::عکس
::داستان
::حضرت فاطمه علیها السلام



نويسندگان :
:: اسماعیل بامری

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 509
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


اقابیا



نوشته شده توسط esmailbameri در سه‌شنبه 30 مهر 1392

ارسال نظر(0)

خدا

بندگي ما و خدايي خدا

خدا: بنده ي من نماز شب بخوان و آن يازده رکعت است. 
بنده: خدايا! خسته ام! نمي توانم. 
خدا: بنده ي من، دو رکعت نماز شفع و يک رکعت نماز وتر بخوان. 
بنده: خدايا! خسته ام برايم مشکل است نيمه شب بيدار شوم…
خدا: بنده ي من قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان.
بنده: خدايا سه رکعت زياد است.
خدا: بنده ي من فقط يک رکعت نماز وتر بخوان.
بنده: خدايا! امروز خيلي خسته ام! آيا راه ديگري ندارد؟ 
خدا: بنده ي من قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو يا الله.
بنده: خدايا! من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم مي پرد! 
خدا: بنده ي من همانجا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله.
بنده: خدايا هوا سرد است! نمي توانم دستانم را از زير پتو در بياورم.
خدا: بنده ي من در دلت بگو يا الله ما نماز شب برايت حساب مي کنيم.
بنده اعتنايي نمي کند و مي خوابد.
خدا: ملائکه ي من! ببينيد من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابيده است چيزي به اذان صبح نمانده، او را بيدار کنيد دلم برايش تنگ شده است امشب با من حرف نزده.
ملائکه: خداوندا! دوباره او را بيدار کرديم، اما باز خوابيد.
خدا: ملائکه ي من در گوشش بگوييد پروردگارت منتظر توست.
ملائکه: پروردگارا! باز هم بيدار نمي شود! 
خدا: اذان صبح را مي گويند هنگام طلوع آفتاب است اي بنده ي من بيدار شو، نماز صبحت قضا مي شود خورشيد از مشرق سر بر مي آورد.
ملائکه: خداوندا نمي خواهي با او قهر کني؟ 
خدا: او جز من کسي را ندارد…شايد توبه کرد…
بنده ي من تو به هنگامي که به نماز مي ايستي من آنچنان گوش فرا ميدهم،
که انگار همين يک بنده را دارم و تو چنان غافلي که گويا صد ها خدا داري!

------------------
منابع:
1. Radsms.com

برگرفته شده از نرم افزار قصه های ماندگار - موسسه رایافرهنگ قرن

 



نوشته شده توسط esmailbameri در پنج‌شنبه 25 مهر 1392

ارسال نظر(0)

عدالت و لطف خدا

عدالت و لطف خدا 

 

زنى به حضور حضرت داوود (ع) آمد و گفت: اى پیامبر خدا پروردگار تو ظالم است یا عادل؟

داوود (ع) فرمود: خداوند عادلى است که هرگز ظلم نمى کند.

سپس فرمود: مگر چه حادثه اى براى تو رخ داده است که این سؤال را مى کنى؟

زن گفت: من بیوه زن هستم و سه دختر دارم، با دستم ریسندگى مى کنم، دیروز شال بافته خود را در میان پارچه اى گذاشته بودم و به طرف بازار مى بردم تا بفروشم و با پول آن غذاى کودکانم را تهیه سازم ، ناگهان پرنده اى آمد و آن پارچه را از دستم ربود و برد و تهیدست و محزون ماندم و چیزى ندارم که معاش کودکانم را تأمین نمایم .

 

هنوز سخن زن تمام نشده بود که ...

در خانه داوود (ع) را زدند ، حضرت اجازه وارد شدن به خانه را داد ، ناگهان ده نفر تاجر به حضور داوود (ع) آمدند و هر کدام صد دینار (جمعاً هزار دینار) نزد آن حضرت گذاردند و عرض کردند: این پولها را به مستحقش بدهید. حضرت داوود (ع) از آن ها پرسید : علت این که شما دسته جمعى این مبلغ را به اینجا آورده اید چیست ؟ عرض کردند: ما سوار کشتى بودیم ، طوفانى برخاست ، کشتى آسیب دید و نزدیک بود غرق گردد و همه ما به هلاکت برسیم ، ناگهان پرنده اى دیدیم ، پارچه سرخ بسته اى به سوى ما انداخت ، آن را گشودیم ، در آن شال بافته دیدیم ، به وسیله آن مورد آسیب دیده کشتى را محکم بستیم و کشتى بى خطر گردید و سپس طوفان آرام شد و به ساحل رسیدیم و ما هنگام خطر نذر کردیم که اگر نجات یابیم هر کدام صد دینار، بپردازیم و اکنون این مبلغ را که هزار دینار از ده نفر ماست به حضورت آورده ایم تا هر که را بخواهى ، به او صدقه بدهى.

حضرت داوود (ع) به زن متوجه شد و به او فرمود : پروردگار تو در دریا براى تو هدیه مى فرستد، ولى تو او را ظالم مى خوانى ؟ سپس ‍ هزار دینار را به آن زن داد و فرمود : این پول را در تأمین معاش کودکانت مصرف کن ، خداوند به حال و روزگار تو ، آگاهتر از دیگران است.



نوشته شده توسط esmailbameri در پنج‌شنبه 25 مهر 1392

ارسال نظر(0)

صلوات

صلوات



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط esmailbameri در سه‌شنبه 23 مهر 1392

ارسال نظر(1)

- احتجاج امام على (ع ) با ابوبكر

370- احتجاج امام على (ع ) با ابوبكر 

حضرت امام صادق (عليه السلام ) از پدرانش روايت مى كند، چون ابوبكر پايه هاى خلافت خود را محكم يافت جهت عذر آوردن نزد امام عى (عليه السلام ) مى رود و به حضرت مى گويد: يا اباالحسن (عليه السلام ) به خدا سوگند ميل و رغبتى به خلافت نداشتم و خود را از ديگران به اين مقام سزاوارتر نمى دانم .
امام على (عليه السلام ): اگر مساءله چنين است پس چه چيز تو را به اين كار وادار كرد؟
ابوبكر عرض كرد:.....



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط esmailbameri در سه‌شنبه 23 مهر 1392

ارسال نظر(0)

گفتاري ازآيت اللّه جوادى آملى‏ غدير، روز يأس كفّار و اكمال دين‏

 


گفتاري ازآيت اللّه جوادى آملى‏
غدير، روز يأس كفّار و اكمال دين‏

يكى از مراحلى كه قرآن يأس كفار را اعلام مى‏كند روز غدير است. زيرا هنگامى كه مشركان مشاهده كردند مردى كه از نظر علم و تقوا و قدرت و عدالت بعد از پيامبر در ميان مسلمانان بى‏نظير بود به عنوان جانشينى آن حضرت انتخاب شد و از مردم براى او بيعت گرفت، يأس و نااميدى نسبت به آينده اسلام آن‏ها را فرا گرفت و دريافتند كه اين دين و آئين ريشه‏دار و پايدار است.

غدير يكى از روزهاى بسيار مهم در تاريخ زندگى پيامبر اسلام(ص)، بلكه مهمترين حادثه در تاريخ اسلام است.


ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط esmailbameri در سه‌شنبه 23 مهر 1392

ارسال نظر(0)

چهل حديث درباره غدير

 

چهل حديث درباره غدير

سال دهم هجرت كه مسلمانان همراه پيامبر اكرم(ص) مراسم حج را به پايان رساندند و آن سال، بعدا «حجة الوداع‏» نام گرفت، پيامبر اكرم(ص) عازم مدينه گرديد. فرمان حركت صادر شد. هنگامى كه كاروان به سرزمين «رابغ‏» در سه ميلى جحفه كه ميقات حجاج است، رسيد امين وحى در مكانى به نام «غديرخم‏» فرود آمد.

مقدمه

سال دهم هجرت كه مسلمانان همراه پيامبر اكرم(ص) مراسم حج را به پايان رساندند و آن سال، بعدا «حجة الوداع‏» نام گرفت، پيامبر اكرم(ص) عازم مدينه گرديد. فرمان حركت صادر شد. هنگامى كه كاروان به سرزمين «رابغ‏» در سه ميلى جحفه كه ميقات حجاج است، رسيد امين وحى در مكانى به نام «غديرخم‏» فرود آمد. آيه:«يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس‏».نازل شد كه اى پيامبر، آنچه از طرف خدا فرستاده شده، به مردم ابلاغ كن. اگر اين كار را نكنى، رسالت‏خود را تكميل نكرده‏اى و خداوند تو را از گزند مردم حفظ خواهد كرد. سوره مائده، آيه دستور توقف در آن مكان صادر شد. همه مردم ايستادند. وقت ظهر هوا، بشدت گرم بود. پيامبر اكرم(ص) نماز ظهر را با جماعت‏خواند سپس در حالى كه مردم دور او را گرفته بودند، بر روى نقطه بلندى كه از جهاز شتران برپا شد، قرار گرفت و با صداى رسا خطبه خواند و سپس فرمود: «مردم نزديك است من دعوت حق را لبيك گويم و از ميان شما بروم من مسؤولم و شما هم مسؤوليد». 

سپس مطالبى گرانبها بيان كرد و فرمود: «من دو چيز نفيس در ميان شما به امانت گذاردم، يكى كتاب خدا و ديگرى عترت و اهل بيت من، اين دو هرگز از هم جدا نشوند. مردم بر قرآن و عترت من پيشى نگيريد و در عمل به آنها كوتاهى نورزيد كه هلاك مى‏شويد». 

در اين هنگام دست على(ع) را گرفت و او را بلند كرد و به همه مردم معرفى نمود، سپس فرمود: «سزاوارتر بر مؤمنان از خود آنان كيست؟ همگى گفتند: خدا و پيامبر او داناترند». 

پيامبر اكرم(ص) فرمود: «خدا، مولاى من و من، مولاى مؤمنانم و من بر آنها از خودشان اولى و سزاوارترم‏». 

بعد فرمود: « من كنت مولاه فهذا على مولاه‏اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و... » 
«اى مردم هركس من مولاى اويم، على مولاى اوست، خداوندا كسانى را كه على را دوست دارند، دوست بدار و كسانى كه او را دشمن دارند، دشمن دار و...» 

سپس فرشته وحى نازل شد و آيه «اليوم اكملت لكم دينكم...» را نازل فرمود و آن روز در تاريخ اسلام جاودانه و حماسه‏ساز شد. 

آرى غدير، روز حماسه جاويد، روز ولايت، روز امامت، روز وصايت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضايت و صراحت‏شناخته شد. روز نعمت، روز شكرگزارى، روز پيام رسانى، روز تبريك و تهنيت، روز سرور و شادى و هديه فرستادن، روز عهد و پيمان و تجديد ميثاق، روز تكميل دين و بيان حق، روز راندن شيطان، روز معرفى راه و رهبر، روز آزمون، روز ياس دشمن و اميدوارى دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزى كه پيروان واقعى مكتب حيات‏بخش اسلام آن را گرامى مى‏دارند و به همديگر تبريك مى‏گويند. 
از احاديث بر مى‏آيد كه ائمه: آن روز را جشن مى‏گرفتند و در آن روز مراسم ويژه‏اى داشتند، شبيه مراسمى كه ما ايرانيان امروز در عيد نوروز داريم. از فياض بن محمد طوسى نقل شده: روز غدير به حضور امام هشتم(ع) رسيد. ديد گروهى از افراد ويژه در خدمت‏حضرت هستند كه امام آنان را براى افطار در خانه‏اش نگهداشت و به منزل آنان غذا و لباس و كفش و انگشتر و هداياى ديگر فرستاد و آن روز وضع او و اطرافيان او كاملا عوض شده بود و فضائل آن روز را براى آنان يادآورى مى‏كرد. (بحار الانوار، 97: 112، ح 8. ) 

غدير در قرآن 

اليوم اكملت لكم دينكم‏و اتممت عليكم نعمتى‏و رضيت لكم الاسلام دينا. مائده: 3. 
امروز (روز غدير خم) دين شما را به حد كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را بعنوان دين براى شما پسنديدم. 

فصل اول 

جايگاه عيد غدير در مكتب 

1- عيد خلافت و ولايت 
روى زياد بن محمد قال: دخلت على ابى عبد الله(ع) فقلت: للمسلمين عيد غير يوم الجمعة والفطر والاضحى؟ قال: نعم، اليوم الذى نصب فيه رسول‏الله(ص) اميرالمؤمنين(ع). مصباح المتهجد: 736. 

زياد بن محمد گويد: بر امام صادق(ع) وارد شدم و گفتم: آيا مسلمانان عيدى غير از عيد قربان و عيد فطر و جمعه دارند؟ امام(ع) فرمود: 
آرى، روزى كه رسول خدا(ص) اميرمؤمنان(ع) را (به خلافت و ولايت) منصوب كرد. 

 



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط esmailbameri در سه‌شنبه 23 مهر 1392

ارسال نظر(0)

عرفه، روز دعا و نيايش

ویژه نامه روز عرفه

فضیلت روزعرفه در آیینه روایات اسلامی


الإمامُ الصّادقُ عليه السلام ـ في تفسيرِ الآيةِ «وَ شَاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ» ۱ ـ : الشّاهدُ يَومُ الجُمُعةِ، و المَشهودُ يَومُ عَرَفَةَ . ۲

امام صادق عليه السلام ـ در تفسير همان آيه ـ فرمود : گواه، روز جمعه است و گواهى شده، روز عرفه.
....

الإمام عليّ عليه السلام : لا عَرَفَةَ إلاّ بِمَكَّةَ ، ولا بَأسَ بِأَن يَجتَمِعوا فِي الأَمصارِ يَومَ عَرَفَةَ ، يَدعونَ اللّهَ . ۳

امام على عليه السلام : عرفه ، فقط در مكه است ؛ امّا ايرادى ندارد كه [مردم] روز عرفه ، در شهرها اجتماع كنند و به درگاه خدا ، دعا نمايند.

....

الإمام الصادق عليه السلام : مَن صَلّى يَومَ عَرَفَةَ ـ قَبلَ أن يَخرُجَ إلَى الدُّعاءِ في ذلِكَ ويَكونَ بارِزا تَحتَ السَّماءِ ـ رَكعَتَينِ ، وَاعتَرَفَ للّهِِ عز و جل بِذُنوبِهِ ، وأقَرَّ لَهُ بِخَطاياهُ ، نالَ ما نالَ الواقِفونَ بِعَرَفَةَ مِنَ الفَوزِ ، وغُفِرَ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِهِ وما تَأَخَّرَ . ۴

امام صادق عليه السلام : هر كس در روز عرفه ـ پيش از آن كه براى دعا خارج شود و زير آسمان قرار گيرد ـ دو ركعت نماز بگزارد و در برابر خداوند عز و جل به گناهانش اعتراف كند و به خطاهايش اقرار نمايد ، به همان كاميابى اى مى رسد كه وقوف كنندگانِ در عرفه دست مى يابند و گناهان پيشين و پسينِ او آمرزيده مى شوند.

....

مُعاوِيَةُ بنُ عَمّار : سَأَلتُ أباعَبدِاللّهِ عليه السلام عَن عَرَفاتٍ : لِمَ سُمِّيَت عَرَفاتٍ ؟ فَقالَ : إنَّ جَبرَئيلَ عليه السلام خَرَجَ بِإبراهيمَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِ يَومَ عَرَفَةَ ، فَلَمّا زالَتِ الشَّمسُ قالَ لَهُ جَبرَئيلُ عليه السلام : يا إبراهيمُ ، اعتَرِف بِذَنبِكَ واعرِف مَناسِكَكَ ، فَسُمِّيَت عَرَفاتٍ لِقَولِ جَبرَئيلَ عليه السلام : اِعتَرِف ، فَاعتَرَفَ ۵ .

معاوية بن عمّار : از امام صادق عليه السلام درباره علت نامگذارى عرفات ، پرسيدم . حضرت فرمود : جبرئيل عليه السلام ، حضرت ابراهيم عليه السلام را روز عرفه بيرون آورد . چون ظهر شد ، به وى گفت : اى ابراهيم! به گناهت اعتراف كن و عبادتهايت را بشناس . از اين رو به «عرفات» ناميده شد ، چون كه جبرئيل گفت : اعتراف كن ، او هم اعتراف كرد .

....

عنه صلى الله عليه و آله : ما مِن يَومٍ أكثَرَ أن يُعتِقَ اللّهُ فيهِ عَبدًا مِنَ النّارِ مِن يَومِ عَرَفَةَ ، وإنَّهُ لَيَدنو ثُمَّ يُباهِي المَلائِكَةَ فَيَقولُ : ما أرادَ هؤُلاءِ ؟ ۶

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در هيچ روزى به اندازه روز عرفه ، خداوندْ بندگان را از آتش دوزخ ، آزاد نمى كند . همانا خداوند نزديك مى شود و بر فرشتگان ، مباهات مى كند و مى فرمايد : «اينها چه مى خواهند ؟» .

....

الامام صادق عليه السلام : تَخَيَّر لِنَفسِكَ مِنَ الدُّعاءِ ما أحبَبتَ واجْتَهِد ، فإنَّهُ (يَومَ عَرَفَة) يَومُ دُعاءٍ و مَسألَةٍ ؛ ۷

امام صادق عليه السلام : هر چه مى خواهى براى خود دعا بخوان و [در دعا كردن] بكوش كه آن روز [روز عرفه] روز دعا و درخواست است .

....

رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إذا كانَ يَومُ عَرَفَةَ غَفَرَ اللّهُ تَعالى لِلحاجِّ الخُلَّصِ ، وإذا كانَ لَيلَةُ المُزدَلِفَةِ غَفَرَ اللّهُ تَعالى لِلتُّجّارِ ، وإذا كانَ يَومُ مِنى غَفَرَ اللّهُ لِلجَمّالينَ ، وإذا كانَ عِندَ جَمرَةِ العَقَبَةِ غَفَرَ اللّهُ لِلسُّؤّالِ ، فَلا يَشهَدُ خَلقٌ ذلِكَ المَوقِفَ مِمَّن قالَ «لا إلهَ إلَا اللّهُ» إلّا غَفَرَ اللّهُ لَهُ ۸ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : چون روز عرفه شود ، خداوند ، حاجيان خالص را مى بخشايد وچون شام مُزدَلِفه فرا رسد ، خداوند متعال ، بازرگانان را مى آمرزد و روز مِنا، خداوندْ شترداران [و كرايه چيان] را مى آمرزد. چون زمان حضور در جَمَره عَقَبه فرا رسد، خداوندْ درخواست كنندگان را مى بخشايد. از آن انبوه مردمِ «لا إله إلّا اللّه » گوى، كسى نمى مانَد، مگر آن كه خداوند او را مى آمرزد.

....

بحار الأنوار : كانَ أبو جعفرٍ عليه السلام إذا كانَ يَومُ عَرفَةَ لَم يَرُدَّ سائلاً . ۹

بحار الأنوار : امام باقر عليه السلام در روز عرفه هيچ سائلى را نوميد برنمى گرداند .


....

الإمام الصادق عليه السلام : ما يَمنَعُ أحَدَكُم مِن أن يَحُجَّ كُلَّ سَنَةٍ ؟ ! فَقيلَ لَهُ : لا يَبلُغُ ذلِكَ أموالُنا ، فَقالَ : أما يَقدِرُ أحَدُكُم إذا خَرَجَ أخوهُ أن يَبعَثَ مَعَهُ بِثَمَنِ اُضحِيَةٍ ، ويَأمُرَهُ أن يَطوفَ عَنهُ اُسبوعًا بِالبَيتِ ويَذبَحَ عَنهُ ، فَإِذا كانَ يَومُ عَرَفَةَ لَبِسَ ثِيابَهُ وتَهَيَّأَ وأتَى المَسجِدَ فَلا يَزالُ فِي الدُّعاءِ حَتّى تَغرُبَ الشَّمسُ ؟ ! ۱۰

امام صادق عليه السلام : چه چيزى مانع آن است، كه همه ساله حج كنيد؟ گفته شد: پولمان نمى رسد. فرمود: آيا كسى از شما نمى تواند كه اگر برادرش به حج مى رود، پول يك قربانى همراهش كند و دستور دهد كه از طرف او هفت دور گِرد كعبه طواف كند و از طرف او قربانى كند و چون روز عرفه شد، جامه ها (ى احرامش) را پوشيده آماده شود و به مسجد رود و پيوسته در دعا باشد، تا خورشيد غروب كند؟


....

الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ ، عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللّهِ ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ ، عَنْ إِسْحَاقَ الْجَلَابِ ، قَالَ : اشْتَرَيْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ عليه السلام غَنَماً كَثِيرَةً ، فَدَعَانِي ، فَأَدْخَلَنِي مِنْ إِصْطَبْلِ دَارِهِ إِلى مَوْضِعٍ وَاسِعٍ لَا أَعْرِفُهُ ، فَجَعَلْتُ أُفَرِّقُ تِلْكَ الْغَنَمَ فِيمَنْ أَمَرَنِي بِهِ ، فَبُعِثْثُ إِلى أَبِي جَعْفَرٍ وَ إِلى وَالِدَتِهِ وَ غَيْرِهِمَا مِمَّنْ أَمَرَنِي ، ثُمَّ اسْتَأْذَنْتُهُ فِي الِانْصِرَافِ إِلى بَغْدَادَ إِلى وَالِدِي ، وَ كَانَ ذلِكَ يَوْمَ التَّرْوِيَةِ ، فَكَتَبَ إِلَيَّ : «تُقِيمُ غَداً عِنْدَنَا ، ثُمَّ تَنْصَرِفُ». قَالَ : فَأَقَمْتُ ، فَلَمَّا كَانَ يَوْمُ عَرَفَةَ ، أَقَمْتُ عِنْدَهُ ، وَ بِتُّ لَيْلَةَ الْأَضْحى فِي رِوَاقٍ لَهُ ، فَلَمَّا كَانَ فِي السَّحَرِ ، أَتَانِي ، فَقَالَ : «يَا إِسْحَاقُ ، قُمْ». قَالَ : فَقُمْتُ ، فَفَتَحْتُ عَيْنِي ، فَإِذَا أَنَا عَلى بَابِي بِبَغْدَادَ ، قَالَ : فَدَخَلْتُ عَلى وَالِدِي وَ أَنَا فِي أَصْحَابِي ، فَقُلْتُ لَهُمْ : عَرَّفْتُ بِالْعَسْكَرِ ، وَ خَرَجْتُ بِبَغْدَادَ إِلَى الْعِيدِ .

حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از احمد بن محمد بن عبداللّه ، از على بن محمد، از اسحاق جَلّاب روايت كرده است كه گفت: گوسفند بسيارى از براى امام على نقى عليه السلام خريدم، پس مرا طلبيد و از راه شترخان خانه خويش مرا داخل گردانيد و برد به جاى گشاده اى كه آن را نمى شناختم و هرگز نديده بودم. پس شروع كردم كه آن گوسفندان را جدا مى كردم از براى كسانى كه حضرت مرا امر فرموده بود كه از براى ايشان جدا كنم و بفرستم، و آنها را فرستادم به نزد ابوجعفر (يعنى: محمد بن على بن ابراهيم بن موسى عليه السلام ) و به نزد مادر آن حضرت و غير ايشان از كسانى كه مرا امر فرموده بود. پس در باب برگشتن به بغداد به سوى پدرم از آن حضرت رخصت طلبيدم، و آن روز، روز ترويه بود (يعنى: روز هشتم ماه ذى الحجّه). پس آن حضرت به من نوشت كه: «فردا در نزد ما مى مانى بعد از آن بر مى گردى». اسحاق مى گويد كه: ماندم چون روز عرفه شد، در نزد آن حضرت ماندم و در شب عيد قربان در ايوان آن حضرت شب را به روز آوردم، و چون سحر شد، به نزد من آمد و فرمود كه: «اى اسحاق، برخيز». اسحاق مى گويد كه: من برخاستم و چشم خود را گشودم، ديدم كه بر درِ خانه خويشم در بغداد، پس بر پدرم داخل شدم و ياران خود را ديدم كه به دور من در آمدند، به ايشان گفتم كه: در روز عرفه در سُرّ من رأى بودم و در بغداد به نماز عيد بيرون آمدم.



1.البروج : ۳.

2.معاني الأخبار : ۲۹۹ / ۲ .

3.تهذيب الأحكام : ج ۵ ص ۴۷۹ ح ۱۶۹۹ عن طلحة بن زيد عن أبيه .

4.الإقبال : ج ۲ ص ۶۷ .

5.علل الشرائع : ۴۳۶ / ۱ ، المحاسن : ۲ / ۶۴ / ۱۱۷۹ وفيه «اعترف واعرف» .

6.السنن الكبرى : ج ۵ ص ۱۹۲ ح ۹۴۸۰.

7.التهذيب الأحكام ، ج ۵ ، ص ۱۸۲ .

8.الأمالي للطوسي : ص ۳۰۹ ح ۶۲۴ عن أبي هريرة .

9.بحار الأنوار : ۹۶ / ۱۸۰ /۲۱ .

10.الفقيه : ۲ / ۵۱۸ / ۳۱۱۰ .
ویژه نامه روز عرفه صفحه2

................................................................................



نوشته شده توسط esmailbameri در سه‌شنبه 23 مهر 1392

ارسال نظر(0)

عرفه، روز دعا و نيايش

سيد جواد حسينى‏

عرفه، روز دعا و نيايش‏

عبادات و دعا رشته اتصال انسان با مبدأ هستى و قدرت لايزال الهى هستند؛ از زمانهايى وجود دارد كه فرصت ويژه‏اى براى ارتباط با خداوند از طريق دعا و راز و نياز است...



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط esmailbameri در یکشنبه 21 مهر 1392

ارسال نظر(1)

وصاياي امام باقر‏علیه ‏السلام به جابر بن يزيد جعفي

 يكي از سنتهاي حسنه كه در قرآن كريم نيز مشاهده مي شود، وصيت و پند به فرزندان و همه ی آن كساني است كه اميد مي رود هدايت يابند و مسير سلوك و تعالي را درست پيمايند؛ مانند وصاياي حكيمانه ی لقمان حكيم(1) كه نمونه و سرمشقي براي رسول گرامي اسلام در وصيت و سفارش به عبدالله بن مسعود و ابوذر غفاري شد.
اهل بيت علیهم السلام نيز با تأسي به اين سيره ی نوراني، براي فرزندان و صحابه ی خويش وصايايي بيان فرموده اند كه در جايْ جايِ كتب حديثي ما به يادگار مانده است. (2) به سبب اهميّت اين روش تربيتي، علماي بزرگ اسلام نيز، اين روش و منش را ارج نهاده و خود نيز در اين مسير گام نهاده اند. وصاياي سيد بن طاووس رحمه الله، آيت الله مرعشي نجفي رحمه الله و حضرت امام خميني رحمه الله از اين گونه اند.
در اين مقال گذري هر چند كوتاه به يكي از وصاياي نوراني امام باقر علیه السلام به يكي از اصحابش، جابر بن يزيد جعفي، خواهيم كرد.
الف. آسيب شناسي رفتار مردم 
امام باقر علیه السلام وصاياي خويش را با نگاهي آسيب شناسانه و نقادانه به اجتماع عصر خويش و همه اعصار بيان مي دارد. آن حضرت با برشمردن سوء رفتارهاي موجود در ميان مردم، دل نگرانيها و نارضايتي اش را از اجتماع موجود بيان مي دارد. با كمي دقت درمي يابيم كه اين عيوب در اكثر جوامع، حتي عصر ما نيز موجود است كه بايد اصلاح شود.
امام باقر علیه السلام به جابر فرمود:
«يَا جَابِرُ اغْتَنِمْ مِنْ أَهْلِ زَمَانِكَ خَمْساً إِنْ حَضَرْتَ لَمْ تُعْرَفْ وَ إِنْ غِبْتَ لَمْ تُفْتَقَدْ وَ إِنْ شَهِدْتَ لَمْ تُشَاوَرْ وَ إِنْ قُلْتَ لَمْ يُقْبَلْ قَوْلُكَ وَ إِنْ خَطَبْتَ لَمْ تُزَوَّج؛(3) اي جابر! از مردم دورانت، پنج چيز را غنيمت شمار:
1. اگر حاضر باشي، تو را نشناسند؛ 2. اگر ناپيدا شوي سراغ تو را نگيرند؛ 3. اگر در انجمن باشي، [از تو رأي نخواهند و] با تو مشورت نكنند؛ 4. اگر سخني بگويي، گفته ات را نپذيرند؛ 5. اگر زني را خواستگاري كني به تو ندهند.»
امام در اين قسمت از گفتارشان با برشمردن عيوب اجتماع و رفتارهاي عمومي مردم، خواست تا بدين طريق جامعه ی الگو و پويا را معرفي كند؛ جامعه اي كه داراي عيوب فوق نباشد.
البته اين گفتار امام علیه السلام از جهتي ديگر، بسيار دردناك است، و آن، مظلوميت و غريب بودن امام علیه السلام را در اجتماع عصرش مي رساند. به عبارت ديگر امام باقر علیه السلام به غربت خويش در آن روز مدينه مي پردازد كه بهتر است انسان بر اين همه دردي كه در گفتار امام علیه السلام نهفته است، سرشك خون ببارد.

ب. سفارش پنج گانه در برخورد با مردم 
امام باقر علیه السلام ، براي چگونگي برخورد با رفتارهاي گوناگون مردم، يك الگوي پنج وجهي ارائه مي فرمايد كه باعث استواري و پايداري فرد در برابر اجتماع است. آن حضرت علیه السلام مي فرمايد:
«وَ أُوصِيكَ بِخَمْسٍ إِنْ ظُلِمْتَ فَلَا تَظْلِمْ وَ إِنْ خَانُوكَ فَلَا تَخُنْ وَ إِنْ كُذِّبْتَ فَلَا تَغْضَبْ وَ إِنْ مُدِحْتَ فَلَا تَفْرَحْ وَ إِنْ ذُمِمْتَ فَلَا تَجْزَع؛(4) [اي جابر!] تو را [در برخورد با مردم] به پنج چيز وصيت مي كنم:
1. اگر بر تو ظلم و ستمي شد، تو ستم مكن؛ 2. اگر به تو خيانت كردند، تو خيانت نكن؛ 3. اگر تكذيب شدي، غضب مكن؛ 4. اگر مدح شدي، شاد مشو؛ 5. اگر نكوهش شدي، بي تابي مكن.»


ج. چگونگي برخورد با شايعات 
يكي از معضلاتي كه در اجتماع مي تواند خطر آفرين باشد، رواج شايعات و سخنان بي پايه است كه كاركردي بس خطرناك دارد. امام باقر علیه السلام نسخه اي را براي نحوه مواجهه با شايعات در اجتماع مورد نظر ارائه مي دهد كه دستور العملي بسيار كارگشاست. آن حضرت فرموده است: «وَ فَكِّرْ فِيمَا قِيلَ فِيكَ فَإِنْ عَرَفْتَ مِنْ نَفْسِكَ مَا قِيلَ فِيكَ فَسُقُوطُكَ مِنْ عَيْنِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ عِنْدَ غَضَبِكَ مِنَ الْحَقِّ أَعْظَمُ عَلَيْكَ مُصِيبَةً مِمَّا خِفْتَ مِنْ سُقُوطِكَ مِنْ أَعْيُنِ النَّاسِ وَ إِنْ كُنْتَ عَلَى خِلَافِ مَا قِيلَ فِيكَ فَثَوَابٌ اكْتَسَبْتَهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَتْعَبَ بَدَنُك؛(5) در آنچه درباره تو گفته مي شود، انديشه كن! اگر آنچه درباره ات گفته شده، در خود ديدي، (يعني سخن مردم صحت داشت)، بدان كه سقوط تو از چشم بيناي خداي عزوجل در هنگامي كه از حق خشمگين شدي مصيبتي بزرگ تر است برايت، در مقايسه با اينكه [بيم داري] از چشم مردم بيفتي و اگر بر خلاف آنچه درباره تو گفته اند، بودي، اين (كار مردم و اهل شايعه) خود ثوابي است كه بي رنج و زحمت به دست آورده اي.»
نكته هايي كه مي توان از اين بخش از گفتار نوراني امام آموخت:
1. برخورد متفكرانه و انديشمندانه در گفتار و رفتار مردم؛ 2. سقوط از چشم بيناي الهي، مصيبت بارتر و سخت تر از سقوط از چشم مردم است؛ 3. بي توجهي مردان الهي به گفته هاي نادرست مردم، كه ره آوردي جز ثواب ندارد؛ 4. معيار سنجش بايد خداوند باشد، نه مردم؛ 5. در جوامع خدا محور و معنويت مدار، شايعات انسان را از پاي در نياورده و نااميد نمي كند.

د. دوستي اهل بيت علیهم السلام بر محور قرآن 
امام علیه السلام به واسطه اهميت تأثيرگذاري اجتماع بر افراد جامعه و لزوم تصحيح اين گونه تأثيرگذاريها، معيار ديگري را نيز مطرح مي فرمايد كه بسيار داراي اهميت است. امام باقر علیه السلام ، در اين بخش از گفتار نوراني خويش، ابتدا به لزوم پايداري در مقابل دشمنان اهل بيت علیهم السلام اشاره كرده، سپس معيار و ميزان قرار دادن قرآن را براي سنجش رفتار مردم، از نشانه هاي دوستي اهلبيت علیهم السلام شمرده است. آن حضرت مي فرمايد:
«وَ اعْلَمْ بِأَنَّكَ لَا تَكُونُ لَنَا وَلِيّاً حَتَّى لَوِ اجْتَمَعَ عَلَيْكَ أَهْلُ مِصْرِكَ وَ قَالُوا إِنَّكَ رَجُلُ سَوْءٍ لَمْ يَحْزُنْكَ ذَلِكَ وَ لَوْ قَالُوا إِنَّكَ رَجُلٌ صَالِحٌ لَمْ يَسُرَّكَ ذَلِك؛(6) بدان كه دوست ما شمرده نشوي تا چنان (محكم) شوي كه، اگر همه ی همشهريانت گرد آيند و گويند تو مرد بدي هستي، مايه ی اندوه تو نشود، و اگر همه گويند تو مرد خوبي هستي، شادت نكند.»
امام علیه السلام در ادامه مي فرمايد:
«وَ لَكِنِ اعْرِضْ نَفْسَكَ عَلَى مَا فِي كِتَابِ اللَّهِ، فَإِنْ كُنْتَ سَالِكاً سَبِيلَهُ زَاهِداً فِي تَزْهِيدِهِ، رَاغِباً فِي تَرْغِيبِهِ خَائِفاً مِنْ تَخْوِيفِهِ، فَاثْبُتْ وَ أَبْشِرْ فَإِنَّهُ لَا يَضُرُّكَ مَا قِيلَ فِيكَ، وَ إِنْ كُنْتَ مُبَايِناً لِلْقُرْآنِ فَمَا ذَا الَّذِي يَغُرُّكَ مِنْ نَفْسِك؛(7) ولي خود را به قرآن عرضه كن، اگر به راه قرآن مي روي و آنچه را كه قرآن نخواسته، نمي خواهي، و آنچه را كه قرآن خواسته است، مي خواهي، و از آنچه كه بيم داده است، مي ترسي، برجا و پايدار باش و مژده ات باد كه هر چه درباره ی تو گويند، به تو زياني نمي رساند؛ ولي اگر از قرآن جدايي (و به راه قرآن نمي روي پس چه چيزي سبب مي شود كه به خودت مغرور شوي؟»
بر اساس اين روايت نوراني، معيار راستي و ناراستي رفتار انسان، قرآن است. و بر پايه ی همين گفتار، آن حضرت، معيار دوستي اهلبيت علیهم السلام را نيز به ميزان همراهي و همگرايي با قرآن معرفي مي كند.


هـ . جهاد با نفس، نشانه ی مؤمن 
امام باقر علیه السلام در ادامه وصاياي خود يكي از نشانه هاي هر فرد مؤمن را جهاد با نفس مي داند و مي فرمايد:
«إِنَّ الْمُؤْمِنَ مَعْنِيٌّ بِمُجَاهَدَةِ نَفْسِه، لِيَغْلِبَهَا عَلَى هَوَاهَا فَمَرَّةً يُقِيمُ أَوَدَهَا وَ يُخَالِفُ هَوَاهَا فِي مَحَبَّةِ اللَّهِ وَ مَرَّةً تَصْرَعُهُ نَفْسُه فَيَتَّبِعُ هَوَاهَا فَيَنْعَشُهُ اللَّهُ فَيَنْتَعِشُ وَ يُقِيلُ اللَّهُ عَثْرَتَهُ فَيَتَذَكَّرُ وَ يَفْزَعُ إِلَى التَّوْبَةِ وَ الْمَخَافَةِ، فَيَزْدَادُ بَصِيرَةً وَ مَعْرِفَةً لِمَا زِيدَ فِيهِ مِنَ الْخَوْفِ، وَ ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ يَقُولُ: إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُون؛(8)و(9) به راستي، مؤمن، سخت متوجه جهاد با خود است تا بر هواي نفس خود غلبه كند. يك بار نفس را از كجي به راستي آرد و با خواهش او، براي خدا مخالفت كند، و بار ديگر، هم نفس او را به زمين زند و پيرو هوس او شود و خدايش دست او را بگيرد و از جا بلند كند و از لغزش او بگذرد و متذكر شود و به توبه كردن و ترسيدن از خدا گرايد و معرفت و بينايي اش را بيفزايد، براي اينكه ترسش افزوده است. اين گونه است كه خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: به راستي، كساني كه تقوا دارند، هنگامي كه گرفتار وسوسه هاي شيطان شوند، به ياد (خدا و پاداش و كيفر او) مي افتد، و ناگهان بينا مي گردند.»

نكته ها 
در اين بخش از وصاياي امام باقر علیه السلام ، نكات گوهرباري نهفته است كه براي علاقه مندان به سلوك الي الله بسيار مغتنم است:
1. مؤمن، كسي است كه اهتمام تامّ بر مجاهده ی با نفس دارد؛ 2. هدف مجاهده، آن است كه سالك بتواند با پيروزي بر نفس خويش خداگرا شود؛ 3. در تمام مراحل سلوك، خداوند با سالك همراه است و در صورت لزوم از وي دستگيري مي كند؛ 4. سالك نبايد در مسير مجاهده، ترس از شكست داشته باشد؛ بلكه شكست، مقدمه ی پيروزيهاي بعدي است. سالك در سايه ی شكست و تذكر است كه مي تواند، در وادي توبه قدم بنهد؛ 5. توبه بايد با خوف الهي همراه شود؛ 6. رمز پيروزي باتقوايان و سالكان در مصاف با شياطين، حضور و تذكر است و ره آورد اين مجاهده، بصيرت و توجه تامّ است؛
امام باقر علیه السلام در اين بخش از روايت، مراحلي را براي سالك الي الله در سير و سلوك بيان مي فرمايد كه آن را براي استفاده ی بيش تر مي توان در هفت مرحله ی ذيل جاي داد:
1. يقظه و بيداري؛ يعني سالك بداند و بخواهد كه بايد سير الي الله و مجاهده كند. 2. مجاهده؛ 3. تذكر (يا حضور) و توجه؛ 4. توبه؛ 5. خوف؛ 6. بصيرت؛(10) 7. معرفت.
سالك، ناگزير است كه با طي مراحل فوق، مقيم مقام ايمان و متصف به اسم مؤمن شود. 


(1) لقمان/13 به بعد.
(
2) مانند وصاياي حضرت امير علیه السلام به امام حسن علیه السلام. ر.ك: نهج البلاغه، ترجمه دشتي، نامه 31، ص519 و وصاياي امام باقر علیه السلام به جابر جعفي.
(
3) تحف العقول، حسين بن شعبة الحراني، تصحيح علي اكبر غفاري، ترجمه آيت الله كمره اي، تهران، انتشارات اسلاميه، چاپ سوم، 1366ش، ص291 ـ292.
(
4) تحف العقول، ص292.
(
5) بحار الانوار، علامه محمد باقر مجلسي، بيروت، دار احياء التراث، 1403 ق، ج75، ص162.
(
6) تحف العقول، ص292.
(
7) بحار الانوار، ج75، ص162.
(
8) مستدرك الوسائل، حاج ميرزا حسين نوري، مؤسسه آل البيت، چاپ سوم، 1411 ق، ج11، ص142.
(
9) اعراف/20.
(
10)
 براي آشنايي بيش تر درباره اين اصطلاحات و مقامات در سير و سلوك مي توان به آثاري چون منازل السائرين و قوت القلوب ابوطالب مكي و مقامات معنوي استاد محسن بينا و ... رجوع كرد؛ مثلاً درباره يقظه و بيداري به منازل السائرين، ص34، تذكر، ص69، توبه، ص41، خوف، ص106 و بصيرت، ص336 رجوع كرد. ر.ك: منازل السائرين، ملا عبدالرزاق قاساني، تصحيح محسن بيدارفر، قم، انتشارات بيدار، چاپ اول، 1372 ش.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 122



نوشته شده توسط esmailbameri در یکشنبه 21 مهر 1392

ارسال نظر(0)

:: داستان جالب ماادمها
:: دانلود مداحی مطیعی وهییت شهدا
:: الیس الله
:: کانال تلگرام صراط
:: بیانات رهبری درمورد ا ربعین
:: اندک اندک
:: گل ارض کربلا
:: یاحسین
:: حدیث بسیارجالب
:: یاحسین





به وبلاگ من خوش آمدید ازاین که نگاهتون به ماسپردی ممنون نظر یادتون نره
ehsanbameri66@yahoo.com




:: مهر 1395;
:: آذر 1394;
:: مرداد 1394;
:: فروردین 1394;
:: بهمن 1393;
:: دی 1393;
:: آبان 1393;
:: مهر 1393;
:: شهریور 1393;
:: مرداد 1393;
:: اردیبهشت 1393;
:: فروردین 1393;
:: اسفند 1392;
:: بهمن 1392;
:: دی 1392;
:: آبان 1392;
:: مهر 1392;
:: شهریور 1392;
:: تیر 1392;
:: خرداد 1392;
:: اردیبهشت 1392;
:: فروردین 1392;
:: اسفند 1391;
:: بهمن 1391;
:: دی 1391;
:: آذر 1391;

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 9595