💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::امامت پژوهی
::مذهبی
::کشکول
::فاطمیه
::غدیر
::طنز
::احادیث ناب امام رضاعلیه السلام
::جنس مخالف
::امام حسین
::عکس
::داستان
::حضرت فاطمه علیها السلام



نويسندگان :
:: اسماعیل بامری

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 507
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


او خواهد امد



نوشته شده توسط esmailbameri در پنج‌شنبه 30 خرداد 1392

ارسال نظر(0)

مواظب باشیم



نوشته شده توسط esmailbameri در پنج‌شنبه 30 خرداد 1392

ارسال نظر(0)

امامت نیاز همیشه انسان

 

جایگاه امامت

امامت نیاز همیشه انسان

انسان بدون هدایت الهی، بدون کتاب آسمانی و بدون رهبری ملکوتی، راه رهایی از ظلمت و زندگی بهتر و سلامت و سعادت را نمی‌شناسد.

 

محمود مهدی پور

انسان بدون هدایت الهی، بدون کتاب آسمانی و بدون رهبری ملکوتی، راه رهایی از ظلمت و زندگی بهتر و سلامت و سعادت را نمی‌شناسد. انسان و جهان برای هدفی مقدس پدید آمده‌اند، و بدون رهبری الهی به فلسفه خلقت و پیدایش خویش نمی‌رسند.
در هر حرکت و اقدام و هر تفکر و اندیشه و هر گام، انسانها به هدف و آرمان نهایی نزدیک می‌شوند یا از آرمان و هدف اعلای خویش دور مي‌گردند.
چه کسی جز خداوند متعال مقصد نهایی آفرینش و جهان را می‌شناسد؟ و نقش هر گونه بینش و رفتار و اخلاق را در نزدیک شدن یا دور افتادن از فلسفه خلقت می‌داند.
امام در فرهنگ تشیع کسی است که رابط انسان و الله است. امام ترازوی عدالت در جهان است.
ظلم آن است که هر چیزی در جایگاه طبیعی و تکوینی خویش قرار نگیرد یا بیهوده مصرف شود و در جهت عکس مسیر بکار گرفته شود. و تشخیص این که هر سخن و عمل و اندیشه انسان در مسیر منفعت و مصلحت خود او و دیگران و جهان آفرینش قرار دارد، یا درجازدن و پیمودن گژراهه است، با چه کسی است؟ و چه کسی می‌تواند، بین انسان و هدف اعلای خلقت، نزدیک‌ترین راه را نشان دهد؟ چه کسی می‌تواند، مصادیق راستین ظلم و عدل را در تمام بخشهای زندگی نشان دهد؟ کسی که با اهداف عالی الهی کاملاً آشنا باشد.
انسان بطور فطری خواهان «صراط مستقیم» است؛ اما در نقطه شروع دوراهیها، سه راهیها، چند راهیها و هزار راه و شیوه موجود در جهان و فراروی زندگی، انسان، نشانی مقصد را از چه کسی بپرسد و به سخن چه کسی اعتماد کند و در پی چه گروهی برود؟
ادیان گوناگون، مذاهب فراوان، مکاتب فلسفی و اقتصادی و اجتماعی بی‌اندازه، نظامهای اجتماعی و اخلاقی و فکری بسیار متفاوت و متعدد و با تبلیغات بی‌حد و حصر در برابر انسان است. برای رهایی از حیرت و سرگردانی و پیشگیری از اتلاف امکانات و نیروها و دست‌یابی به اهداف و آرمانهای عالی و میانی و ابتدائی، از کدام دین و مذهب و مکتب و قانون و سیاست و روش پیروی کنیم؟ امام کسی است که بر اساس عقل و قرآن، دین و مذهب حق را برای شریعت تبیین می‌کند.
قانون شایسته و برتر کدام است؟ درستی تفکر و اندیشه را با کدام ترازو ارزیابی کنیم؟
صلاحیتهای لازم برای رهبری چیست؟ مدعیان رهبری جهان را با کدام معیار بسنجیم؟
قرآن با صراحت اعلام می‌کند:
«وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبينَ»؛(1) «ما آسمان و زمین و آنچه بین آن دو است را برای بازیچه نیافریدیم.»
آفرینش برای سرگرمی نیست. خانه‌سازی کودکانه و عروسک بازی بچه‌ها نیست.
«لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لاَتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فاعِلينَ»؛(2) «اگر می‌خواستیم لهو و بازی را اراده کنیم، این امر را از نزد خود انجام می‌دادیم؛ اگر انجام دهنده این کار بودیم.»
در جهان، حق و باطلی وجود دارد. شایسته و ناشایسته‌ای هست. بایدها و نبایدهایی و احکام و قوانینی برای فرد و جامعه وجود دارد. اندیشه‌ها، برخی حق‌اند برخی باطل، نظامها برخی حق‌اند، برخی باطل، دولتها برخی حق‌اند، برخی باطل، قوانین برخی حق‌اند، برخی باطل، رهبران برخی حق‌اند، برخی باطل. و این «حق و باطل» ریشه در هدفداری انسان و جهان دارد. انکار و تکذیب «حق و باطل» و تردید در آن و ترویج نسبیّت حق و باطل، انکار علم و حکمت الهی، انکار قیامت، هدفداری خلقت، انکار قوانین و کتب آسمانی و ترویج سکولاریسم و بی‌دینی مطلق، به عبارت دیگر تهاجم به تفکر توحیدی و انکار پیامبران الهی و کتب آسمانی است.
«بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ وَ لَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ»؛(3) «بلکه ما حق را بر سر باطل می‌کوبیم تا آن را هلاک سازد و این‌گونه باطل محو و نابود می‌شود. امّا وای بر شما از توصیفی که [درباره خدا و هدف آفرینش] می‌کنید.»
نظام هستی و هر که در آسمان و زمین است از آن اوست، و آنها که نزد اویند از عبادت او سرکشی نمی‌کنند و هرگز خسته نمی‌شوند. شب و روز به تسبیح او مشغول‌اند و سست نمی‌شوند. حال چرا آدمیان و این موجودات دارای آگاهی و آزادی، خود را با نظام عالم هماهنگ نمی‌کنند.
آیا آنان (مخالفان حق) خدایانی در اين زمين برگزیده‌اند که آنها «موجودات» را می‌آفرینند و منتشر می‌سازند؟(4)
اگر در نظام آفرینش (آسمان و زمین) خدایانی غیر خدا بود، فاسد می‌شدند [و نظام جهان به هم می‌خورد،] منزه است خداوند پروردگار عرش از توصیفی که آنها می‌کنند.
برای نظام خلقت مقصدي ‌وجود دارد. و در برابر بشریت راهی وجود دارد. رهبرانی وجود دارند، که با راهنمایی و پیروی از آنان می‌توان به میهمان سرای الهی بار یافت و از نعمتهای جاوید او برخوردار گردید.
یکی راه است از اول تا به آخر                در او خلق جهان جمله مسافر
در این ره انبیاء چون ساربان‌اند              دلیل و رهنمای کاروان‌اند
انکار مقصد الهی، انکار راه الهی، انکار رهبری و رهبران آسمانی، بزرگ‌ترین خطا و مولود غرور علمی و خود بزرگ بینی برخی انسانهاست و گاهی به دلیل اغراض سیاسی و اقتصادی دنبال می‌شود. اهداف و برنامه‌ها و قوانین الهی کامل و مانع است و در تکوین و تشریع الهی کمبود نیست.
هیچ کس نمی‌تواند بر کار خداوند خرده بگیرد و او را بازپرسی نماید؛ ولی در کارهای متکبران و مغروران، جای ایراد و سؤال فراوان است: «لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ»؛(5) «از آنچه انجام می‌دهد بازخواست نمی‌شود؛ ولی آنها بازخواست می‌گردند.»
 

حقیقت این است که از دیدگاه کلامی و فقهی، اطاعت از ولی فقیه و حتی فقهای عظام، فراتر از تشخیص پزشک و مخالفت با اظهار نظر پزشکی است. ولیّ فقیه فقط یک خبره و کارشناس احکام و قوانین اسلامی نیست. او به نمایندگی از اولیای الهی مسئولیت پاسداری از دین و امت اسلامی و مصالح و منافع عمومی آنان را بر عهده دارد.

شناخت امام عصر(ع)
در احادیث متعدد شیعه و سنی، این مضمون از پیامبر اعظم وجود دارد که هر کس بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد، بر مرگ جاهلیت مرده است.
«مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة؛».(6)
این احادیث شریف نشان می‌دهد که در هر عصری، امام و رهبری مشروع و بر حق وجود دارد. رهبری که هدایت تمام بشریت را بر عهده دارد و در صورت معرفت و اطاعت از وی می‌توان از زندگی عصر جاهلیت رهایی یافت.
از سوی دیگر نشان می‌دهد، فرق زندگی اسلامی و زندگی در عصر جاهلیت، داشتن و شناختن امام و رهبری مشروع و الهی است.
حال منظور از «امام زمان» در این روایات چه کسی است؟
پیشوایانی که از سوی خداوند منصوب و معرفی شده‌اند؟
زمامداران و حکامی که با انتخاب مردم قدرت را به دست گرفته‌اند؟
سلاطین و قلدرانی که با کودتا و قدرت گروهی و حزبی بر مردم مسلط شده‌اند؟ آیا منظور از «امام زمان» کسانی هستند که با حمایت کفار خارجی یا کودتای داخلی و یا تقلب انتخابانی، زمام امور کشور و مردمی را به‌دست می‌گیرند. آیا شناخت آنان و اطاعت آنان مایه رهایی از مرگ جاهلی است؟ این تفسیر برای مردم و پیشوای زمان را چه کسی می‌تواند باور کند؟ گاهی می‌گویند منظور از امام زمان «قرآن» است. در پاسخ باید گفت قید «زمانه» برای چیست؟ و چرا با همان واژه کتاب الهی و قرآن و کلام الهی، بیان نشده است. و آیا صرف عقیده به آسمانی بودن قرآن، یا وجود قرآن مشکل هدایتی بشر را حل می‌کند یا باید کسی باشد که هنگام اختلاف در فهم آیات الهی معیار و میزان و شاخص باشد و مسئولیت تبیین و تفسیر و حلّ اختلافات امت را بر عهده گیرد.
اگر راه رهایی از زندگی جاودانه و مرگ جاهلی، شناخت قرآن و عمل طبق دستورات آن است، چه کسی جز پیشوای معصوم می‌تواند، قرآن را درست تفسیر کند و درست اجرا نماید؟ بدون تردید، امام بدون قرآن کافی نیست و قرآن بدون امام معصوم هم مشکلات جامعه بشری را حل نمی‌کند. و این جاست که توجه به حدیث ثقلین اهمیت بیش‌تری می‌یابد.
حدیثی که مورد اتفاق همه مذاهب اسلامی است و امام خمینی قدس سره الشریف آن را در صدر وصیت نامه الهی، سیاسی خویش به همه فرزندان اسلام یادآوری کرد.
امامت و رهبری در تفکر قرآنی، مقامی دنیوی، قراردادی و تشریفاتی و موقّت نیست. مقام شجاع‌ترین انسانها، داناترین انسانها، و سخی‌ترین انسانها و پاک‌ترین انسانهاست. کسی که در شناخت کتاب خدا و سنت رسول خدا(ص) از همگان برتر است و راه زندگی اسلامی را بهتر از همه می‌شناسد، در دفاع از اسلام و قرآن و مسلمانان، بیش از دیگران احساس مسئولیت می‌کند، می‌کوشد و فداکاری و شجاعت نشان می‌دهد.
وابستگی روحی به مال و ثروت و خانه و امکانات زندگی مادی ندارد. زاهدترین فرد امت اسلامی است و از هر پلیدی عقیدتی و اخلاقی و نسبی پاک و پاکیزه است. شیخ کلینی خطبه‌ای از امام صادق(ع) نقل کرده که بهترین نشانه‌ها و علائم و صفات رهبران حق و پیشوایان از اهل بیت پیامبر(ص) را چنین بر شمرده است. (7)
براستی خداوند تبارک و تعالی به وسیله امامان هدایت از اهل بیت پیامبر(ص) پرده از چهره دین خود برگرفت و راه خود را نشان داد و چشمه‌سار دانش نهفته خود را گشود. پس هر کس از امت محمد(ص) حق امام خویش را بشناسد، حلاوت ایمان را می‌چشد و شکوه و زیبایی مسلمانی خود را می‌شناسد. به‌راستی خداوند امام را به عنوان پرچم هدایت خلق، برافراشته است و او را حجّت بر اهل طاعت و اهل زمانش قرار داده است. تاج وقار و عظمت بر سر او نهاده و با نور خدای مقتدر او را مهابت ‌داده است. پیوندی ناگسستنی با آسمان دارد. و جز از راه او نمی‌توان به نعمتهای الهی دست یافت. خداوند اعمال بندگان را تنها به شرط معرفت او می‌پذیرد.
او در برابر مشکلات علمی قرآن و وحی پاسخگو است و ابهامهای سنّت را می‌شناسد، و مسائل مشکل دینی را به‌خوبی می‌داند.
سلسله امامان را مدام خداوند از فرزندان [امام] حسین، صلوات الله علیه برمی‌گزیند و انتخاب می‌کند. و آنان را برای رهبری خلق و کار خویش می‌پسندد، هر گاه امامی از آنان از دنیا برود، خدای عزوجل پیشوایی دیگر که پرچم روشنگر راه و هادی و نوربخش است نصب می‌کند. امامی که نگهبان دین و امّت و حجّت آگاه به مسائل لازم باشد. امامانی که از سوی خدایند، مردم را به سوی حق رهبری می‌کنند و بر اساس حق داوری می‌نمایند. حجتهای خدا، داعیان خدا و نگهبانان او بر خلق‌اند، مردم با هدایت آنان دیندار می‌شوند، و شهرها با نور آنان روشن می‌گردد، و نسلها به برکت آنان رشد می‌کنند. خداوند ایشان را حیات بشریت و مشعل دار ظلمت و استوانه‌های دین قرار داده است. این سنت قطعی خداوند در مورد آنان است.
امام از نسلی برگزیده و مورد رضای خداست و هدایتگری انتخاب شده است و قیام کننده‌ای مایه امید است که خدا او را برای این امور در عالم ذر و بدو آفرینش ساخته است. و او را از دست راست عرش و اقتدار خود پدید آورده و به او بر اساس حکمت، دانش غیبی داده است. او را بر پایه علم خود گزینش کرده و با پاک نگهداشتن، نسل او را انتخاب کرد. یادگاری از آدم، برگزیده‌ای از تبار نوح، عصاره‌ای از آل ابراهیم و عطری از گلاب اسماعیل و زلال‌ترین قطره از تبار پاک محمد(ص) است.

مهدويت،‌ تداوم امامت
مهدویت و عقیده به رهبری برگزیده الهی که هم اکنون زنده است و سرانجام جهان را آکنده از عدالت خواهد نمود، چیزی جز عقیده به «امام معاصر» نیست. این اندیشه امروز در سه سطح باید مورد توجه قرار گیرد:
1. مهدویت و مخالفان جهانی آن؛
2. مهدویت در دنیای اسلام و مسلمین؛
3. مهدویت در دنیای شیعه.
در سطح جهانی نظام استکباری با مهدویت و یاران و دوستان و شیعیان آن بزرگوار در حال جنگ فرهنگی و نظامی و سیاسی است. چرا آمریکا و انگلیس و صهیونیزم، با تفکر و عقیده مهدویت با شدّت تمام و با همه وسائل مبارزه می‌کنند و در محو یا نسخ تفکر مهدویت می‌کوشند. مگر شعارهای امام مهدی(ع) چیست که اينان را چنین برآشفه و با تمام توان به جنگ او آمده‌اند؟
شعار امام مهدی(ع) چنین است.
1. آزادی بشریت از بند تمام سلطه‌گران جهانی و آزادی مستضعفان؛
2. استقرار عدالت اجتماعی؛
3. ایجاد حکومت الهی؛
4. حاکمیت توحید بر کل جهان.
آنها که بشر را برده خویش می‌خواهند، آنها که سالها بر جان و مال و نوامیس بشریت حاکم بوده‌اند، آنان که در بخشی از جهان سلطنت نامشروع داشته‌اند، از حضور و ظهور کسی که این بساط را بر چیند و آوای آزادی و عدالت و حکومت خدا سر دهد،‌ بسیار بیم دارند و عرش خویش را در خطر می‌بینند. راز، انکار، تکذیب، دروغ شمردن مهدی(ع)، خرافه دانستن مهدویت، خواب و خیال خواندن آن و مسخره کردن توسل و استمداد از امام عصر(ع) و حتی تخریب نشانه‌ها و گنبد و بارگاه پدر و مادر و زادگاه او و جلوگیری از زیارت پیامبر(ص) و اهل بیت او و کفر و شرک شمردن این گونه رفتار، همین بیم و وحشتی است که از ظهور و قیام او دارند. او که با ظهورش نظام سلطه کنونی را یکسره برهم می‌ریزد.
این تفکر در بین نظامهای سیاسی جهان، تنها یک نظام سیاسی را مشروع و محترم می‌داند؛ نظامی که از «پشتوانه توحید، نبوت، امامت و مهدویت» برخوردار باشد. «ولایت فقیه» تداوم این نظام است. ولایت فقیه، نماینده امروز ‌امام عصر است و راز قیام جهانی علیه تفکر «ولایت فقیه» همین است. فرعون می‌خواهد مردم را به خدمت گیرد و موسی مأمور نجات محرومان زمان است. شگفتا کسانی که خود امام زمان را قبول ندارند، وقتی مصلحت اقتضا کند افرادی را به عنوان امام زمان و «باب» و «نماینده» امام تبلیغ می‌کنند و در راه پلید خویش می‌پرورند و مزار و مرقد آنان را به عنوان کعبه و قبله در اسرائیل پاسداری می‌کنند.
آری صهیونیزم و آمریکا و انگلیس، امام زمان شیعه را قبول ندارد؛ ولی سران بهائیت و فرق ضاله را که به دستور خودشان ظهور می‌کنند و برای آنان در جهان «تشکیلات امری» و جاسوسی پدید می‌آورند و رو به قبله آنان نماز می‌خوانند و از آنان وحی می‌گیرند، کاملاً مورد حمایت مادی و تبلیغی و سیاسی قرار می‌دهند.
حمایتهای فراوان انگلیس، آمریکا و نهادهای بین المللی از «اغنام الها» و پیروان باب و بها در برابر انقلاب اسلامی و اندیشه «ولایت فقیه» ماهیّت مدعیّان و حامیان آنان را به‌خوبی نشان می‌دهد.
 


مهدویت و ولایت فقیه
عقیده و ارتباط عاطفی با امام عصر(ع) در میان شیعیان، بسیار نیرومند است و جشنهای نیمه شعبان نماد عشق مهدوی در قلب امت اسلامی است؛ ولی با کمال تأسف شناخت و معرفت عمومی از اهداف و آرمانهای مهدوی، و راهکارهای یاری آن بزرگوار و وظایف امروز نسبت به آن حضرت و شناخت دوستان و دشمنان امروز امام، اندک است و سازماندهی لازم با نظام ولایت فقیه و نیابت امام در بسیاری از نقاط جهان وجود ندارد.
حتی برخی طرفداران و دوستان و حامیان «ولایت فقیه» هم به جایگاه معنوی و ارتباط آن با امام عصر توجه ندارند و گویا ولی فقیه را وکیل مردم می‌دانند نه نائب امام زمان(ع). حقیقت این است که از دیدگاه کلامی و فقهی، اطاعت از ولی فقیه و حتی فقهای عظام، فراتر از تشخیص پزشک و مخالفت با اظهار نظر پزشکی است. ولیّ فقیه فقط یک خبره و کارشناس احکام و قوانین اسلامی نیست. او به نمایندگی از اولیای الهی مسئولیت پاسداری از دین و امت اسلامی و مصالح و منافع عمومی آنان را بر عهده دارد. او فرماندهی کل امت اسلامی است. «ولی فقیه» فقط «فقیه» نیست که اختیارات و وظایفی همانند دیگر فقهای عظام و مراجع بزرگوار داشته باشد. او در رأس عالمان شیعه است. و همه امت با هر تخصصی در مراحل اختلاف نظر با توجه به اینکه او به دیدگاههای همه احاطه دارد و مسائل را از دیگران می‌بیند، باید او را یاری کنند و با او بیعت کنند و معارضه و مبارزه با ولی فقیه عادل و برگزیده خبرگان امت، بر خلاف عقل و شریعت و در حکم مبارزه با امام زمان(ع) است.
امام صادق(ع) نپذیرفتن دیدگاه حاکم شرعی را بی‌احترامی به حکم الهی می‌داند و رد بر اهل بیت(ع) می‌شمارد و یادآوری می‌کند که «الرَّادُّ عَلَيْنَا كَالرَّادِّ عَلَى اللهِ وَ هُوَ عَلَى حَدِّ الشِّرْكِ بِالله؛(8) ردّ ‌بر ما همانند ردّ حکم خداوند و در حدّ شرک به خداست.»
 


(1) انبیاء/16.
(2) همان/17.
(3) همان/18.
(4) همان/22.
(5) همان/23.
(6) وسائل الشيعه، شیخ حر عاملی، مؤسسه آل البیت، قم، 1409 ق، ج 16، ص 246؛ کنزالعمال، احادیث 463 و 464.
(7) بحار الانوار، علامه مجلسی، مؤسسة الوفاء، بیروت، ج25، ص150.
(8) بحار الانوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1404 ق، ج101، ص261.

 



نوشته شده توسط esmailbameri در پنج‌شنبه 30 خرداد 1392

ارسال نظر(2)

تمرکز بر هدف

تمرکز بر هدف

کمانگیر پیر و عاقلی در مرغزاری در حال آموزش تیراندازی به دو جنگجوی جوان بود. در آن سوی مرغزار نشانه ی کوچکی که از درختی آویزان شده بود به چشم می خورد. جنگجوی اولی تیری را از ترکش بیرون می کشد. آن را در کمانش می گذارد و نشانه می رود. کماندار پیر از او می خواهد آنچه را می بیند شرح دهد. می گوید آسمان را می بینم. ابرها را. درختان را. شاخه های درختان و هدف را. كمانگیر پیر می گوید كمانت را بگذار زمین تو آماده نیستی. جنگجوی دومی پا پیش می گذارد .كمانگیر پیر می گوید: آنچه را می بینی شرح بده.جنگجو می گوید: فقط هدف را می بینم. پیرمرد فرمان می دهد: پس تیرت را بینداز. تیر بر نشان می نشیند. پیرمرد می گوید: عالی بود. موقعی كه تنها هدف را می بینید نشانه بریتان درست خواهد بود و تیرتان بر طبق میلتان به پرواز در خواهد آمد.بر اهداف خود متمركز شوید. تمركز افكار بر روی هدف به سادگی حاصل نمی شود. اما مهارتی است كه كسب آن امكانپذیر است و ارزش آن در زندگی همچون تیراندازی بسیار زیاد است.
نکته: ما از خداییم به سوی او باز می گردیم. دین به زندگی جهت، هدف و معنامی بخشد.امام باقر سلام الله علیه :
اَلكَمالُ كُلُّ الكَمالِ التَّفَقُّهُ فِي الدّينِ وَالصَّبرُ عَلَى النّائِبَةِ وتَقديرُ المَعيشَةِ؛
همه كمال در شناخت عميق دين و شكيبايى در پيشامدها و اندازه نگاه داشتن در زندگى است [1]


پی نوشت :
[1] . دانش‌نامه قرآن و حدیث: ج 9, ص 196, ح 193



نوشته شده توسط esmailbameri در پنج‌شنبه 30 خرداد 1392

ارسال نظر(0)

تکثیر محبت

 

تکثیر محبت

دو برادر در زمینی با هم کشاورزی می کردند و محصول رو به تساوی با هم تقسیم می کردند. نیمه شبی یکی از برادرها از خواب بیدار شد و به خودش گفت : برادر من زن و دوتا بچه داره ، خرج داره
بچه هاش و همسرش ازش انتظار دارند براشون لباس های خوب بخره و امکانات مناسبی داشته باشند این بی انصافیه که نصف محصول رو به من می ده پس بلند شد و به انبارش رفت و بخشی از محصولات رو به انبار برادر بزرگ تر برد همون شب برادر بزرگ تر هم بیدار بود و داشت فکر می کرد که : برادرم باید پول هاش رو جمع کنه تا بتونه ازدواج کنه اون جوونه و دوست داره چیزهائی برای خودش بخره، تفریح کنه و سفر بره پس من نباید نیمی از محصول رو بهش بدم و اون حق و سهم بیشتری داره و او هم همون کاری رو کرد که برادر کوچک تر انجام داده بود صبح روز بعد هر دو متعجب دیدند که محصول موجود در انبارشون کم نشده!
آره عزیز دلم،
این قانون کائناته که اگر ببخشی ، بهت می بخشه
اگر هدیه بدی ، بهت هدیه می ده
اگه به فکر دیگران باشی ، به فکرته
اگه سود برسونی ، بهت سود می رسونه
کاشکی خود خواهی هامون رو می گذاشتیم کنار
کاشکی عامل تکثیر مهر و بسط مهربونی می شدیم
کاشکی ... [1]

پی نوشت :
[1] . سایت خانه تحول، مسافرکوچلو


نوشته شده توسط esmailbameri در پنج‌شنبه 30 خرداد 1392

ارسال نظر(0)

انتخاب

 



نوشته شده توسط esmailbameri در یکشنبه 29 اردیبهشت 1392

ارسال نظر(0)

مولود كعبه

 

 

 

 

ولادت على (ع)

رسول گرامى اسلام در سال‏«عام الفيل‏»در«مكه معظمه‏»ديده به جهان گشود،و همراه با ولادت آن حضرت،غرايب و رويدادهاى عجيبى در نقاط مختلف گيتى رخ داد،و مادر بزرگوار آن سرور،«حضرت آمنه‏»بخشى از آن امور را به‏«فاطمه بنت اسد»مادر گرامى حضرت‏«على عليه السلام‏»گزارش كرد.

«فاطمه دختر اسد»در حالى كه از ولايت پيامبر خدا و از شنيدن آنهمه معجزات و كرامات در هنگام تولدش به شدت خوشحال بود،با سرعت تمام خود را به شوهرش حضرت‏«ابو طالب عليه السلام‏»رسانده،و مولود جديد را به وى تبريك گفت.

«ابو طالب‏»چون سخن همسرش را شنيد،ضمن خوشحالى و تشكر از او گفت:

«اصبرى سبتا ابشرك بمثله الا النبوة.»و فى حديث اخر:«تتعجبين من هذا انك تحبلين و تلدين بوصيه و وزيره.» (1)

اى فاطمه!سى سال ديگر صبر كن،تو نيز نظير او را به دنيا مى‏آورى،و من اين وعده را به تو مژده مى‏دهم.

و در حديث ديگرى آمده است:آيا تو از اين واقعه بزرگ تعجب مى‏كنى؟بدان كه تو نيز به وزير و وصى و جانشين وى حامله مى‏گردى (و فرزند عزيزم على را به دنيا مى‏آورى)

سى سال از اين واقعه شگرف تاريخى گذشت،همان طور كه حضرت‏«ابو طالب‏»خبر داده بود، فرزند«كعبه‏»و«وصى و وزير مصطفى صلى الله عليه و آله‏»رحمت عالميان،پناه بى پناهان،مولاى متقيان حضرت امير المؤمنين‏«على بن ابيطالب عليه السلام‏»،در روز جمعه،سيزدهم رجب المرجب،بيست و سه سال قبل از هجرت نبوى،آن هم در شريف‏ترين مكان عالم هستى‏«كعبه‏»ديده به جهان گشود،و گيتى را به نور ولايتش منور ساخت.

چگونه نطفه على (ع) در رحم مادر منعقد گرديد؟

«جابر بن عبد الله انصارى‏»كه يكى از صحابه بزرگ رسول گرامى اسلام است،مى‏گويد:در مورد لايت‏حضرت امير المؤمنين على عليه السلام از آن حضرت سؤال نمودم،حضرتش در جوابم فرمودند: آه،آه،چه سئوال با عظمت و مهمى؟سئوال از بهترين مولود،يا جابر!بدان كه خداوند متعال قبل از آن كه ساير موجودات عالم را خلق كند،نور من و على را آفريد،و سپس آن را در صلب حضرت آدم قرار داد، و پيوسته در «اصلاب طاهرات‏»و«ارحام مطهرات‏»مستقر بود،تا اين كه من از«عبد الله و آمنه‏»،و على از-«ابو طالب و فاطمه بنت اسد»متولد شديم.

يا جابر!على قبل از آن كه در رحم فاطمه بنت اسد قرار گيرد،قضيه شيرينى دارد،و آن اين كه پيش از زمان وى عابدى بود بنام‏«مثرم بن دعيب‏»،او در عبادت و پرستش خدا آن چنان به كمال و موفقيت رسيده بود كه مورد لطف و توجه پروردگار عالم بود،و هرگز درخواست‏حاجت نكرد،و مدت يكصد و نود سال عمر نمود،و همه را به عبادت و پاكى گذارند...

او در برابر آن همه عبادتهايش فقط يك آرزو داشت،و آن اين كه يكى از اولياى خدا را زيارت نموده،و با وى به مذاكره بپردازد از قضا وى به اين آرزويش رسيد،و پروردگار مهربان،عمويم حضرت‏«ابو طالب‏»را به سوى او فرستاد،چون چشمان‏«مثرم‏»به‏«ابو طالب‏»افتاد از جايش برخاست و سر مبارك‏«ابو طالب‏»را بوسيد و در كنارش نشانيد،و مذاكره خود را به شرح زير آغاز كرد:

عابد:خداوند تو را مورد لطفش قرار دهد،بگو ببينم تو كيستى؟ابو طالب:مردى از«تهامه‏»هستم عابد: كدام تهامه؟ابو طالب:از مكه عابد:در مكه از كدام قبيله و گروه مى‏باشيد؟

ابو طالب:از«عبد مناف‏»

عابد: (فرزندان عبد مناف دو شعبه هستند) از كدام شعبه‏اش؟

ابو طالب:از قبيله‏«بنى هاشم‏»

عابد چون اين سخن را شنيد دوباره از جايش برخاست و براى بار دوم سر و صورت حضرت‏«ابو طالب‏»را بوسه زده و گفت!

سپاس خداوندى را سزاست كه مرا زنده داشت و به آرزويم رسانيده،و يكى از بندگان و اوليايش را به من معرفى فرمود،آنگاه گفت:

اى مرد خدا!مژده باد بر تو،زيرا:خداوند به من الهام نموده كه برايت‏بشارت دهم.

ابو طالب:چه بشارتى؟

عابد:فرزندى پاك از«صلب‏»تو خارج مى‏گردد،كه او«ولى الله‏»و«وصى پيامبر اسلام‏»و«امام پرهيزكاران‏»خواهد بود،اى ابو طالب!سلام خالص مرا به وى برسان و بگو:«مثرم‏»براى تو درود فرستاد، و او شهادت مى‏دهد به يگانگى خدا و رسالت پيامبر اسلام،و وصايت و جانشينى بر حق تو،و اين كه‏«محمد صلى الله عليه و آله‏»خاتم پيامبران و تو خاتم اوصيا هستى.

ابو طالب چون اين سخنان را بشنيد شروع به گريه كرد و از«مثرم‏»درخواست نشانه بيشترى نمود.

مثرم گفت:ابو طالب!چه آرزو دارى تا از خدا بخواهم برايت اجابت نمايد؟

ابو طالب:دوست دارم در همين وقت مائده‏اى از آسمان فرود آيد.

مثرم دستهاى پاكش را به قصد حاجت‏به آسمان بلند كرد،و با قلبى آكنده از ايمان و درخواست‏«ابو طالب‏»را از پيشگاه خداوندى مسالت داشت،ناگاه طبقى پر از«رطب و انگور و انار»از آسمان فرود آمد و«ابو طالب‏»با خوشحالى تمام،دست‏به سوى انار برده و از آن تناول فرمودند،و سپس با موافقت‏«مثرم‏»در حالى كه از آن مائده آسمانى به همراه داشت،به منزلش آمده،و در كنار«فاطمه بنت اسد»دوباره ميل فرموده،و از همان غذاى بهشتى نطفه پاك‏«مولى الكونين‏»و«امام العالمين‏»على بن ابيطالب عليه السلام‏منعقد گرديد (2)

و در تاريخ ديگرى آمده است كه:روزى پيامبر خدا قبل از دوران رسالتش مشغول خوردن رطب بود،و در آن هنگام مادر گرامى امير المؤمنين عليه السلام‏«فاطمه بنت اسد»فرا رسيد،و به پيامبر خدا سلام كرده،و متوجه شد بوى خوش خارق العاده‏اى از آن رطبها استشمام مى‏گردد،كه از بوى مشك و عنبر قويتر است و لذا خطاب به رسول گرامى اسلام عرضه داشتند:

يا رسول الله:ناولنى منها آكل...

اى پيامبر خدا!براى من هم از آن رطب‏ها مرحمت فرمائيد...

رسول خدا پس از مذاكراتى،مقدارى از آن طعام‏ها را در اختيار فاطمه دختر اسد قرار داد و او نيز به خانه‏اش بازگشت،و در كنار شوهرش حضرت‏«ابو طالب‏»با هم تناول نموده،و سپس از همان غذاها نيرويى در صلب ابو طالب ايجاد شد،و آنگاه با همسرش همبستر گرديده،و نطفه فرزند معصومش حضرت على عليه السلام را منعقد نمودند... (3)

كيفيت ولادت على (ع)

كيفيت ولادت حضرت على همانند اوصاف و شمائلش بى نظير بوده،و در تاريخ بشريت كسى همانند او ديده نشده است!

«فاطمه بنت اسد»مادر گرامى آن سرور در حالى كه مانند ساير مردم،خانه‏«كعبه‏»را طواف مى‏نمود، درد زايمان،وى را فرا گرفت،و در ميان زايران خانه خدا در حالى كه به شدت متاثر بود،مناجاتى با صاحت كعبه كرد و گفت:

پروردگارا!من به تو و به تمام پيامبران و سفيران آسمانى،و كتاب‏هاى آنان ايمان دارم،تو مى‏دانى كه من به‏«خليل الله‏»حضرت‏«ابراهيم‏»ايمان داشته،و آئينش را با جان و دل مى‏پذيرم،تو را به بنيانگذار بيت،و عظمت كعبه،و به احترام اين مولود عزيزى كه در شكم دارم،و او پيوسته با من انس گرفته و تكلم مى‏نمايد،مولودى كه يكى از حجت‏ها و آيات تو مى‏باشد،اين ولادت را برايم آسان گردان.

دعاى فاطمه مستجاب شد ناگاه تماشاگران و از جمله آنان‏«عباس بن عبد المطلب‏»و«يزيد بن قعنب‏»و ديگران مشاهده كردند كه خانه خدا از سوى جنوب شرقى (باب مستجار) باز شد،و فاطمه وارد كعبه گشت،و ديوار باز شده آن بهم پيوست،و تا سه روز در شريفترين مكان گيتى مهمان خدا شد،و نوزاد خود را به كمك ماموران الهى و حوريان بهشتى به دنيا آورد.مردم تماشاگر،اين قضيه شگفت انگيز را دهان به دهان به گوش مردم مكه رساندند،و جمعيت انبوهى دور كعبه گرد آمده و منتظر نتيجه آن بودند،و حتى متصديان و كليد داران كعبه هر چه تلاش كردند،نتوانستند در كعبه را باز كنند،و لذا جمعيت فراوانى از رفتن به خانه و كار و كسب خود باز مانده،و با شوق و ولع شديد مى‏خواستند با ميهمان كعبه ديدار كنند.

سه روز از اين جريان تاريخى گذشت ولى هنوز خبرى از آن به دست نيامد،روز چهارم ناگاه ديوار كعبه از همان مكانى كه قبلا باز شده بود،دوباره باز شد،و در حالى كه چشمان مردم خيره شده بود«فاطمه بنت اسد»مادر گرامى امير المؤمنين با حالتى شادان و خوشحالى كه از كعبه خارج گشت مردم تماشاگر ديدند:فاطمه مولودى را به بغل گرفته،كه نور در چهره‏اش متجلى است،آنگاه خطاب به حاضران فرمودند:

اى مردم!خداوند از ميان زنان مخلوقاتش مرا برگزيد،و مرا بر زنان ممتاز گذشته برترى داد، اگر«آسيه‏»بطور مخفى خدا را پرستش كرد...و اگر«مريم‏»در هنگام زايمانش از درخت‏خشكيده رطب چيد،خداوند مرا بر آنان و تمام زنان عالميان در گذشته مقدم داشت،زيرا من فرزندم را در بيت‏خدا به دنيا آوردم!!و سه روز در آنجا مهمان خدا بودم!و از ميوه‏هاى بهشتى و طعام مخصوص الهى پذيرايى مى‏گشتم!!و هنگام خروجم از كعبه خطاب رسيد:اى فاطمه!نام مولود كعبه را«على‏»بگذار،و من‏«على اعلى‏»هستم،من فرزندت را از قدرتم آفريدم،او در بالاى اين‏«كعبه‏»اذان مى‏گويد،و بت‏ها را از آنجا پاك مى‏كند،او پيشواى اين امت‏بعد از حبيب من‏«محمد صلى الله عليه و آله‏»است،خوشا به حال كسى كه او را دوست داشته و يارى‏اش نمايد،واى بر كسى كه وى را نافرمانى نموده و حقش را تباه سازد... (4)

مولود كعبه بعد از ولادت

«فاطمه بنت اسد»چون از«كعبه‏»با فرزند عزيزش خارج گشت،نخست پدرش حضرت‏«ابو طالب‏»از آنان استقبال نموده،و ميوه دلش را در آغوش گرفت،مولود كعبه در همان لحظات آغاز زندگى‏اش خطاب به پدر ارجمندش گفت:

السلام عليك يا ابتاه و رحمة الله و بركاته،و ابو طالب نيز جواب سلام على را داده و او را مورد نوازش قرار داد.

سپس پيامبر خدا صلى الله عليه و آله وارد خانه‏«ابو طالب‏»شد،و على را در آغوش كشيد،و چون چشمان على به چهره مبارك رسول خدا افتاد،به حركت آمده و تبسم كرد،و با چهره‏اى خندان گفت:

السلام عليك يا رسول الله و رحمة الله و بركاته،و آنگاه به دستور رسول اكرم صلى الله عليه و آله شروع به خواندن كتابهاى آسمانى كرد،و از«صحف‏»آدم و نوح و ابراهيم آغاز نمود،و آياتى را از«زبور»و«تورات‏»و«انجيل‏»قرائت كرد،و در پايان از اول سوره‏«مؤمنون‏»تا آيه دهم را با آهنگ زيبا تلاوت فرمود،و بدين طريق عظمت‏خود را به جهان انسانيت نشان داد،و رسول اكرم صلى الله عليه و آله را خوشحال و خشنود ساخت (5) ،تا جايى كه پيامبر خدا در مورد على عليه السلام فرمودند:

«لقد ولد لنا الليلة مولود يفتح الله علينا به ابوابا كثيرة من النعمة و الرحمة‏» (6)

همانا خداوند متعال براى ما در اين ايام فرزندى عطا فرمودند كه در سايه او درهاى زيادى از نعمت و رحمت الهى به روى ما گشوده مى‏گردد.

آرى على ياور و ناصر پيامبر بود،و ظلم‏ها و ستم‏ها را از وى و از محرومان و ستمديدگان دفع كرد،و كمال اسلام در سايه ولايت و خلافت او متصور بودن و هست،و اوست كه از حدود اسلام و آيات قرآن دفاع كرد،و متجاوزان را سر جاى خود نشانيد،و اسلام و مسلمين را براى هميشه بيمه كرد،و به جامعه مسلمين و حكومت‏هاى اسلامى‏نشان داد كه چگونه پناه بى پناهان گرديده؟و ارزش‏هاى انسانى و اسلامى را در سرتاسر گيتى گسترش دهند؟و با قاطعيت و اراده‏اى شكست ناپذير چگونه به جنگ فساد و فسادگران بروند...؟

عقيقه براى على (ع)

در دين مقدس اسلام‏«عقيقه‏»و ذبح گاو و گوسفند...در تولد فرزندان سفارش گرديده،و در سلامتى و تندرستى آنان نيز فوق العاده مؤثر است،از اين جهت‏«عقيقه‏»گاهى در احاديث اسلامى به عنوان واجب ذكر گرديده (7) ،و پيشوايان معصوم سلامتى كودك را در گرو«عقيقه‏»و قربانى مى‏دانند... (8)

حضرت‏«ابو طالب‏»چون فرزند عزيز خود را تحويل گرفت و معجزات و كرامات وى را مشاهده كرد،به ميان مردم آمده و ندا در داد:«اى مردم!براى وليمه فرزندم‏«على‏»حاضر شويد»و تعداد سيصد نفر شتر، و هزار راس گاو و گوسفند در وليمه حضرت على قربانى كرد،و با تمام محبت و ادب از عموم مردم شركت كننده پذيرايى نمود. (9)

پى‏نوشتها:

1) اصول كافى ج 1 ص 452 ح 1 و 3،جلاء العيون شبر ج 1 ص 236،بحار الانوار ج 35 ح 5 و 6

2) بحار الانوار ج 35 ص 10 تا 16،جلاء العيون شبر ج 1 ص 237 تا 241

3) شجره طوبى ج 2 ص 216 مجلس سوم،بحار ج 35 ص 17 ح 14

4) الخرائج و الجرائح ج 1 ص 171 ش 1،مدينة المعاجز ص 5،بحار الانوار ج 35 ص 18 ح 14 و ص 36 ح 37،جلاء العيون شبر ج 1 ص 242،شجره طوبى ج 2 ص 217،الغدير ج 6 ص 22 لازم به توضيح است كه جريان ولادت امير المؤمنين در داخل كعبه را،مرحوم علامه امينى از دهها كتاب معتبر اهل سنت نقل نموده كه به بخشى از آنها اشاره مى‏گردد:مروج الذهب مسعود ج 2 ص 2،تذكرة الخواص الامه ابن جوزى ص 7،الفصول المهمة ص 14،سيره حلبى ج 1 ص 150،شرح الشفا ج 1 ص 151،مطالب السؤل ص 11،مناقب ترمذى،نزهة المجالس ج 2 ص 204،نور الابصار ص 76،كفاية الطالب ص 37،محاصرة الاوائل ص 120.

5) بحار الانوار ج 35 ص 22 و 37،منتهى الآمال ص 142،شجره طوبى ص 219

6) شرح ابن ابى الحديد ج 4 ص 15

7) عن ابى عبد اله:«العقيقة واجبة‏»وسائل الشيعه ج 15 ص 144

8) وسائل الشيعه ج 15 ص 144

9) بحار الانوار ج 35 ص 18 و جلاء العيون شبر ج 1 ص 243«و نحر ثلاثماة من الابل و الف راس من البقر و الغنم‏»

آفتاب ولايت ص 15

على اكبر بابازاده

 



نوشته شده توسط esmailbameri در یکشنبه 29 اردیبهشت 1392

ارسال نظر(0)

یاعلی

 



نوشته شده توسط esmailbameri در یکشنبه 29 اردیبهشت 1392

ارسال نظر(0)

«ماه رجب»، ماه اميرمؤمنان و «ماه شعبان» منسوب به پيامبر اكرم‏ صلى الله عليه وآله است و «ماه رمضان» م

 

پرسش :

«ماه رجب»، ماه اميرمؤمنان و «ماه شعبان» منسوب به پيامبر اكرم‏ صلى الله عليه وآله است و «ماه رمضان» ماه خدا است كه مخصوص امت پيامبر مى‏ باشد؛ اين مسائل را توضيح دهيد.

پاسخ :

براساس روايات «ماه رجب»، ماه تقويت ارتباط با خداوند است و در «ماه شعبان» صلوات بر محمد و آل محمد و التزام به سنت پيامبرصلى الله عليه وآله بسيار سفارش شده است. در «ماه رمضان»، قابليت ضيافت الهى و بخشش امت در هر شبانه روز مطرح است كه نقطه اوج آن، شب قدر و شب عيد فطر است.

پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود: «رجب ماه خدا، شعبان ماه من و ماه رمضان، ماه امت من است» شيخ صدوق، فضائل الاشهر الثلاثه، تحقيق ميرزا غلامرضا عرفانيان، (چاپ نجف)، ص 24، ح 12..

روايات در اين زمينه مختلف است؛ بعضى، ماه رجب و ماه رمضان، ماه خدا معرفى شده است. البته در حقيقت تمامى اين ماه‏ها، متعلق به خداوند است؛ لكن بعضى از ماه‏ها، ويژگى خاصى دارند. در برخى ديگر، ماه رجب به امام على‏عليه السلام نسبت داده شده و اين ممكن است به جهت تولد آن حضرت در اين ماه باشد و يا اشاره به مقام ولايت باشد. ارتباط صحيح و حقيقى با خداوند، جز از طريق ولايت ممكن نيست؛ زيرا «ولايت» انسان را به «نبوت» متصل مى‏گرداند و «نبوت» نيز ما را به «توحيد» مرتبط مى‏كند. اين حقيقت در «شب قدر» براى اولياى الهى كشف مى‏شود؛ به طورى كه ملائكه و روح، مقدّرات عالم را بر قلب مبارك امام زمان(عج) نازل مى‏كنند. در حديثى آمده است: «با سوره قدر بر ولايت ما ائمه استدلال كنيد»الكافى، ج 1، ص 249..

بنابراين چون اين امت با اقتدا به رسول خداصلى الله عليه وآله و حضرت على‏عليه السلام، مى‏توانند به بالاترين مقامات توحيدى و معنوى نايل شوند و اين معنا در ماه رمضان امكان‏پذيرتر است؛ لذا ماه رمضان به ماه خدا ناميده شده است و به جهت‏شرافت اين ماه براى امت و آمرزش گناهان و پاك شدن بندگان، به ماه امت نيز نسبت داده شده است

 

وسائل‏الشيعة، ج 10، (انتشارات آل البيت)، ص 475، ح 9 و ص 480، ح 16



نوشته شده توسط esmailbameri در یکشنبه 29 اردیبهشت 1392

ارسال نظر(0)

بیا

 



نوشته شده توسط esmailbameri در یکشنبه 29 اردیبهشت 1392

ارسال نظر(0)

:: داستان جالب ماادمها
:: دانلود مداحی مطیعی وهییت شهدا
:: الیس الله
:: کانال تلگرام صراط
:: بیانات رهبری درمورد ا ربعین
:: اندک اندک
:: گل ارض کربلا
:: یاحسین
:: حدیث بسیارجالب
:: یاحسین





به وبلاگ من خوش آمدید ازاین که نگاهتون به ماسپردی ممنون نظر یادتون نره
ehsanbameri66@yahoo.com




:: مهر 1395;
:: آذر 1394;
:: مرداد 1394;
:: فروردین 1394;
:: بهمن 1393;
:: دی 1393;
:: آبان 1393;
:: مهر 1393;
:: شهریور 1393;
:: مرداد 1393;
:: اردیبهشت 1393;
:: فروردین 1393;
:: اسفند 1392;
:: بهمن 1392;
:: دی 1392;
:: آبان 1392;
:: مهر 1392;
:: شهریور 1392;
:: تیر 1392;
:: خرداد 1392;
:: اردیبهشت 1392;
:: فروردین 1392;
:: اسفند 1391;
:: بهمن 1391;
:: دی 1391;
:: آذر 1391;

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 9595